• لب ساحل نشسته بودم؛ ميخواستم برات نامه بنويسم ديدم قلم ندارم.استخوان خود راشكستم ديدم جوهر ندارم رگ خود رابريدم ديدم ورق ندارم قلب خود را گذاشتم تا برايت بنويسم؛دوستت دارم

    دوست خوب مانندكوه ميمونه،وقتي ازش دورميشي،تازه ميفهمي چقدر بزرگه.

    مهربان...
    كاش مى دانستى دراين كويرتنهايی
    توراداشتن حس خيس باران است...

    سینه خواهم خواهم از شرحفراح،از غم دوری و درد اشتیاق

    كينه دشمن مراگفتي چرادرسينه نيست؟
    بس كه مهردوست آنجاست،جای‎ ‎كينه نيست.

    الهی دلم بادلت طوری تصادف کنه که هیچ افسری نتونه بگه کی مقصره.

    ای که از تازگی زخم دلم تازه تری یعنی از قصه ی دلتنگی من باخبری؟مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد.هرشب اهسته ازآفاق دلم میگذری!

    زندگى مثل مردابه شايد زيبانباشه ولى ميشه ازتوش نيلوفرى مثل توروپيداكرد

    ميدوني غربت يعني چي؟
    يعني ازصدا و نگاه كسي كه دوستش داري دور باشي...

    بارخدايا،،، ازكوی تو بيرون نرودپای خيالم ،، نكند فرق به حالم،، چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاكم بكشانی،، نه من آنم كه برنجم نه توآنی كه برانی..

    پشت چراغ قرمزپسرک باچشمانی معصوم،ودستانی کوچک گفت:چسب زخم نمیخواهید؟5تاصدتومن.آهی کشیدم وباخودگفتم تمام چسب زخمهايت راهم که بخرم نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو...

    میگن دلتنگی آخردوست داشتنه پس به اندازه تمام دلتنگیهای دنیادوستت دارم.

    کوتاهترین فاصله برای گفتن دوستت دارم یک لبخند است میخندی یا بخندم.

    به انگشتانم كه مينگرم بيادت می افتم چون عزيزانم انگشت شمارند

    زمانه غارتگرعجيبي است همه چيزراميبرد،بجز حس قشنگ دوست داشتن را!

Replies (0)